دخترک خنده کنان گفت که چیست 

راز این حلقه ی زر

راز این حلقه که انگشت مرا

این چنین تنگ گرفته ست به بر

راز این حلقه که در چهره ی او

این همه تابش و رخشندگی است

مرد حیران شد و گفت

حلقه ی خوشبختی ست..! حلقه ی زندگی است

همه گفتند مبارک باشد

دخترک گفت دریغا که مرا

باز در معنی آن شک باشد

سالها رفتی و شبی

زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زر

دید در نقش فروزنده ی او

روز هایی که به امید وفای شوهر

به هدر رفته ،هدر

زن پریشان شد و نالید که وای

وای این حلقه که در چهره ی او

باز هم تابش و رخشندگی است

حلقه ی بردگی و بندگی است

 

/ 4 نظر / 11 بازدید
علیرضا

سلام مهسا خانم عالی بود مثل گذشته امیدوارم موفق باشی منتظر حضور سبزت هستم[گل]

sherwan

nice and meanful as uaual kojai bikhabari darchehali khosh migzare

sherwan

mibinam ke active shodi khanom khanoma

Hamid Asadpur

سلام دوست خوب نوشته های شما فشنگ بودن بازم تشریف بیارید خوشحال میشم