گر این پنجره باز شود

آسمان آبی

به درون می آید

و من از هر ابری

تکه ای بردارم

پر قو،پر غاز،پر مرغ دریا

خخانه ای خواهم زد

از سپیدی،پاکی

سقف آن مهتاب است

پنجره ها از نور

پرده ها از گل یاس

فرش از مهر و رنگ از شور

همه اسباب از عشق

و هوایی از تو...

/ 5 نظر / 7 بازدید
حميد

سلام قنشگ بود. شادم كردي اومدي و دوباره مينويسي. بنويس اينجا خلوتگاه ماهاست. هيچ وقت اينجارو تنها نذار آبجي.

حميد

درضمن خوشكل شديا.

یاسین

زندگی یک بازی درد آور است زندگی یک اول بی آخر است زندگی کردیم و اما باختیم کاخ خود را روی دریا ساختیم لمس باید کرد این اندوه را بر کمر باید کشید این کوه را زندگی را با همین غمها خوش است با همین بیش و همین کم ها خوش است باختیم و هیچ شاکی نیستیم بر زمین خوردیم و خاکی نیستیم

...M...

اینجا و با این شعر نشون دادی که دانشجوی ادبیات و زبان فارسی هستیا![زبان] از تشبیهات و امید و خوش بینی و رویایی بودن این اثر این دستگیرم شد ..[نیشخند] کاش رویا فقط رویا نبود .. چیزی فراتر از اون که میشد حقیقت داشته باشه. فدای تو مهسا خانممممممم[گل]

اشکان

مرسی خیلی قشنگ بود . خیلی خیلی